حسين قرچانلو
322
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
فرمان داد تا به روميان حمله كند . او مردم طرنده را مجبور كرد كه به ملطيه كوچ كنند . « 1 » در سال 123 هجرى قمرى بيست هزار رومى به ملطيه تاختند . مردم شهر دروازهها را بستند و زنان عمامه به سر نهادند و بر باروى شهر بالا رفتند و به جنگ پرداختند . فرستادهاى از مردم شهر براى دريافت كمك به نزد هشام بن عبد الملك آمد ، هشام كسانى را مأمور ملطيه كرد ، ولى خبر رسيد كه روميان شهر را ترك كردهاند . در سال 133 هجرى قمرى طاغيه قسطنطين عازم ملطيه شد و پس از زدوخورد بسيار مردم ملطيه را امان داد و آنها را مجبور كرد كه به جزيره كوچ كنند . آنها ملطيه را ويران كردند و از آن چيزى برجاى نگذاشتند . در سال 138 قسطنطين پادشاه روم بار ديگر به ملطيه حمله كرد و باروى آن را ويران نمود . در سال 139 منصور عباسى به صالح بن على نوشت تا ملطيه را بسازد و استوار كند . در سال 141 حسن بن قحطبه با سپاهيانى از مردم خراسان به جزيره و شام رفت و در ملطيه اردو زد . كارگران از همهء شهرها گرد آمدند و ساختن شهر ملطيه را آغاز كردند . مسجد جامع آن را ششماهه به پايان آوردند ، براى سپاهيان خانههايى ساختند و در سى ميلى شهر مسلحهاى ( پادگانى ) بنا كردند . . . پادگان ديگرى هم در كنار نهر قباقب كه نزديك شهر بود ، ساختند . منصور چهار هزار جنگجو از مردم جزيره را در ملطيه اسكان داد . « 2 » در سال 253 در ايام خلافت المعتز ، محمد بن معاذ براى جنگ به ناحيهء ملطيه رفت ، ولى از روميان شكست خورد و اسير شد . « 3 » احتمالا در اين زمان ملطيه در دست روميان بوده است . ابن خرداذبه نخستين جغرافيادانى است كه ملطيه را جزء شهرهاى مرزى جزيره ياد كرده و فاصلهء آن را از حصن منصور ده فرسخ و تا زبطره پنج فرسخ آورده است . « 4 » قدامه مىنويسد : ملطيه شهر مرزى است و در ميان گردنههايى صعب العبور واقع است . « 5 » در سال 320 هجرى قمرى سعيد بن حمدان
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 2 ، ص 118 - 120 . ( 2 ) . فتوح البلدان ؛ ص 268 - 270 و البلدان ؛ ص 8 و تاريخ ابن خلدون ؛ ج 2 ، ص 317 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 2 ، ص 465 . ( 4 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 73 . ( 5 ) . كتاب الخراج ؛ ص 77 .